پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
164
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
كورش از اين پاكدلى او كه نيكخواهى ديگران را مىنمايد خوشدل گرديد ده هزار در يك به او بخشيد و او از اين پول بر مزد كارگران افزود و از اين راه كشتيهاى دشمن را تهى گردانيد . زيرا همينكه كارگران چگونگى را شنيدند بسيارى از ايشان براى فزونى مزد به اين سو گراييدند و آنان كه به جاى خود باز ماندند همواره دلشكسته و پژمرده بودند و هر روز به بهانهجويى برخاسته آزار بر سركردگان كشتى مىدادند . با اين همه كه لوساندير دشمن را ناتوان ساخته بود باز از پرداختن به جنگ در دريا ترس داشت . زيرا اختيار سپاهيان دشمن به دست الكبياديس بود كه سردار بسيار توانا و آزمودهاى شمرده مىشد و تاكنون در هيچ جنگى در دريا يا در خشكى شكست نيافته بود . ولى سپس چون الكبياديس از ساموس روانه فوكاييا « 1 » گرديد و اختيار كشتيهاى خود را به انتيوخوس سپرد اين مرد از براى آنكه دشنامهايى به لوساندير بدهد با دو كشتى روانه بندر ايفيسوس گرديد و از غرورى كه داشت ريشخندكنان تا به آنجا كه كشتيها بودند نزديك رفت . لوساندير نخست چند كشتى را به جلو او فرستاد ولى چون ديد كشتيهاى آتنيان به يارى آنتيوخوس آمدند كشتيهاى ديگر را نيز فرستاد . سرانجام همگى كشتيهاى دو سوى به جنگ درآمد و فيروزى از آن لوساندير بود كه پانزده كشتى از آتنيان برگرفت و به نام اين پيشرفت يادگار فيروزى برانگيخت . در سايه اين پيشآمد بود كه مردم در آتن خشمناك گرديده الكبياديس را از سردارى بر انداختند و او چون در لشكرگاه از سپاهيان آزار مىيافت از آنجا دورى گزيده خود را به خرسونيسى كشيد . اين جنگ اگرچه به خودى خود اهميتى نداشت ولى چون نتيجه آن بيرون رفتن الكبياديس گرديد از اين جهت نام پيدا كرد . پس از ديرى كاليكراتيداس « 2 » به جاى لوساندير به سردارى كشتيها آمد . لوساندير كشتيها را به او سپرد ولى پولهايى كه در دستش بود و تا اين هنگام خرج نشده بود همه را به سارديس بازفرستاده پيغام داد كه اگر خواستيد خودتان اين پولها را به كاليكراتيداس بپردازيد تا درست دريابيد كه تا چه اندازه كاردان و تواناست . پس از رفتن او كاليكراتيديس دچار سختى و تنگدستى گرديد .
--> ( 1 ) . Phocaea ( 2 ) . Callicratidas